آیا زن و مرد می‌توانند فقط دوست باشند؟

آیا زن‌ها و مردها می‌توانند فقط دوست باشند؟
پیام مدیر: تولید محتوای خوب، نیاز به زمان، تخصص، و انرژی دارد و در یک کلام هزینه‌بر است. ما در ایلولا با نگارش، گردآوری و یا ترجمه‌ی دست اول مطالب از منابع موثق و قابل اتکاء، تلاش می‌کنیم تا محتوایی ارزشمند را عرضه کنیم. از طریق باکس انتهای مقاله، در صورت پسندیدن آن، می‌توانید آن را بخرید (در صورت استطاعت مالی) یا برای دوستی ارسال کنید. امیدواریم که از مقاله لذت ببرید!

در زیر ظاهر رفاقت زن و مرد خبرهایی است. پژوهشی در این زمینه می‌گوید: ممکن است فکر کنیم که توانایی «فقط دوست بودن» با جنس مخالف را داریم، ولی ماجراهای عشقی در کمینمان نشسته‌اند و منتظر فرصتی برای خودنمایی می‌مانند. فرصتی که پتانسیل خراب کردن یک رابطه‌ی خوب را در خود دارد.

scientificamerican

در این تحقیق روی ۸۸ زوج، با رعایت حریم شخصی، در خصوص احساسات این “دوستان” سوال شد. برای اطمینان از وثوق پاسخ‌های ارائه شده، پژوهشگران تمهیداتی را ترتیب داده بودند.

نتایج به این قرار بود که تفاوت زیادی بین دو جنس وجود دارد. مردها بیشتر مجذوب جنس مخالف می‌شوند. همینطور آن‌ها فکر می‌کنند که زن‌ها نیز همین حس را نسبت به آن‌ها دارند؛ به عبارتی گمان می‌کنند که یک لبخند ساده‌ی زن نشانه‌ای از مسحور شدن اوست؛ یک باور کاملا غلط!

به زبان دیگر چیزی که مردها فکر می‌کنند (جذابیت داشتن در ذهن زن‌ها) تقریبا هیچ ارتباطی با حس واقعی زن‌ها نسبت به دوستانِ مذکرشان ندارد. ولی مردها نسبت به این واقعیت هشیار نیستند و فکر می‌کنند هر چیزی در سر آن‌ها می‌گذرد در سر دوستِ مونث‌شان نیز می‌گذرد.

به همین خاطر هر دو جنس در برآورد جذابیت به اشتباه می‌افتند. مردها فکر می‌کنند خیلی جذاب هستند و دوست مونث‌شان نیز مجذوب آن‌ها شده، و زن‌ها فکر می‌کنند که آنقدرها هم جذاب نیستند و به تبع آن دوستِ مذکرشان اصلا در این وادی‌ها نیست که مجذوبشان شده باشد.

در این بین مردها تمایل به داشتن قرارهای عاشقانه چه با زن‌های مجرد، چه با زن‌های در رابطه دارند؛ و مجرد بودن یا نبودن دوست مونث تفاوتی در نگرش آن‌ها ایجاد نمی‌کند، هرچند شاید در رویکردشان تفاوت مشاهده شود. ولی زن‌ها به این موضوع حساسیت بیشتری نشان می‌دهند.

نتیجه اینکه مردها سخت‌تر از زن‌ها می‌توانند فقط دوست باشند و احساسات رمانتیک پیدا نکنند. این تحقیق فقط تایید گرسنه بودنِ جنسی مردها و خام بودن زن‌ها نیست، بلکه تاییدی بر این است که دو جنس مخالف می‌توانند برداشت‌های کاملا متفاوتی از دوستی داشته باشند. منظور از خام بودن زن‌ها، خام بودن تصوراتش از چیزی‌ست که در ذهن مردها می‌گذرد، حتی اگر نشانه‌ای بروز ندهند.

تفاوت در نگرش می‌تواند مشکلات عدیده‌ای را ایجاد کند. در یک پژوهش روی ۲۴۹ بزرگسال از آن‌ها خواسته شد جنبه‌های مثبت و منفی دوست بودن با جنس مخالف را ذکر کنند. در متغیر مرتبط با رابطه‌ی رومانتیک (مانند: “احتمال اینکه دوستی ما عاشقانه شود وجود دارد”)، جنبه‌های منفی این دوستی پنج برابر جنبه‌های مثبت گزارش شد. با این حال در این زمینه هم تفاوت‌هایی بین زن و مرد بود. مردها تمایل بیشتری، نسبت به زن‌ها، به قرار دادن مواردی مثل «تبدیل شدن دوستی به رابطه‌ی عاشقانه» در قسمتِ جنبه‌های مثبت داشتند. این اختلاف با سن مردان افزایش پیدا می‌کرد.

در نهایت تفاوتی بین نگاه زن و مرد در زمینه‌ی «فقط دوست بودن» وجود دارد و این تفاوت می‌تواند مشکلاتی را پدید بیاورد. زن‌ها با اصالت‌تر برخورد می‌کنند و مردها نمی‌توانند «تمنای بیشتر» را در خود کنترل کنند.

حالا آیا زن‌ها و مردها می‌توانند فقط دوست بمانند؟ از نگاه زن بله، ولی از نگاه مرد مطمئن نیستم.

اگر شما یک زنِ در رابطه هستید، بهتر است نسبت به نگاه احتمالی دوستانِ مذکر خود مطلع باشید و رابطه‌ی خود را، با برداشت غلطی که نگاه آن‌ها به خود دارید، به خطر نیندازید؛ این نوع نگاه و تفاوت در برداشت پتانسیل زیادی برای خراب کردن رابطه‌ی شما در خود دارد.

اگر یک مردِ در رابطه هستید، طبیعت خود را دست کم نگیرید، بدانید که دوستانِ مونث شما احتمالا مجذوبتان نیستند و اگر رابطه‌ فعلی‌تان را دوست دارید، به ناخودآگاه خود بها ندهید، چرا که می‌تواند به قیمت رابطه‌تان تمام شود. به نظر من بهتر است موضوع را به طبیعت نسپارید و خودتان را کمی ایزوله کنید!

نوشته را پسندیدید؟ در صورت تمایل از طریق دکمه پرداخت آنلاین (درگاه امن زرین‌پال)، مقاله‌ای که خواندید را به مبلغ ۱۵۰۰ تومان بخرید. بعد از پرداخت به نشان قدردانی به صفحه‌ی دانلود PDFهای ایلولا هدایت می‌شوید و دسترسی یک ماهه به آن خواهید داشت. در کنار نسخه‌ی PDF مقالات ویژه که به مرور بر تعدادشان افزوده می‌شود، یک کتابچه هدیه نیز تقدیم حضورتان خواهد شد. ایلولا، به احترام بازدیدکنندگان، از تبلیغات استفاده نمی‌کند و با تکیه بر فروش مقالات اداره می‌شود.

17 دیدگاه

  1. کاملا با واژه ي ايزوله موافقم …کاش اين مقاله نشر پيدا کنه،،، فارغ از بحث های اجتماعی که ، نه ما بايد بپذيريم اين يک موضوع بي اهميته و فقط فلان شخص مشکل خودشه اگر اينطور حس و فکر ميکنه .
    اين موضوع رو بايد بپذيريم و خودمون رو گول نزنيم ،وقتی پذيرفتيم با همين واژه ی کمي ايزوله وارد محيط اجتماعی کار و جمع دوستانه و محيط آموزشی و غيره بشيم

    • درسته زهرا خانم. به قول دن آریلی، اون چیزی که یه انسان صادق رو از انسان ناصادق جدا می‌کنه، لزوما شخصیتش نیست، بلکه موقعیت‌هاست. ما اگه بی‌مهابا خودمون رو توی موقعیت‌های خطرناک قرار بدیم، نه اینکه فقط ناصادق‌تر بشیم، بلکه احتمال اینکه به خودمون و دیگران صدمه بزنیم هم بالا می‌ره.

      فرهنگ امروز می‌خواد همه چیز رو با دو دو تا چارتا حل کنه، در جایی که انسان یه آش درهمی هست که خود منطق تاثیر زیادی روی تصمیماتش نداره و بیشتر این موقعیت‌هاست که تعیین‌کننده‌ست. اگه سعادت خودمون رو می‌خوایم، بهتره وارد محیطی نشیم که همه معتاد هستند، چرا که این موقعیت، به هر حال خطر معتاد شدن ما رو بالا می‌بره، حالا هرچقدر هم منطقی برخورد کنیم. اینجاست که ایزوله کردن، محدود کردن انتخاب‌ها از پیش و این مدل کارها برخلاف ظاهر محدود کننده‌شون، بیشتر به نفع سعادت خود ماست.

  2. دقیقا منظورتون از ایزوله شدن چی هستش ؟

    خب من خیلی از جاها دیدم که زن و مرد تنها کار میکنن

    تو آموزشگاه موسیقی

    تو مطب دندونپزشکی

    تو مطب پزشک

    تو فیزیوتراپی

    یعنی اینا همشون به هم نظر جنسی دارن ؟

    یا

    تمام دوستای جنس مذکر من به دوستای جنس مونث من نظر جنسی دارند ؟

    یا

    تو محیط دانشگاه ؟

    تو همکلاسی های خودم ؟
    چرا بین همکلاسی های خودم تاحالا مشکلی پیش نیومده ؟

    اگر واقعا مرد ها اینجوری هستن
    خب چرا من اینجوری نیستم ؟؟؟؟؟

    نمیدونم ولی این نگاه تو جامعه ای که دختر و پسر تا دانشگاه با هم آشنا نمیشن تازه اونجا هم با هم محدود هستن به شدت
    و جامعه ای که نگاه کردن به هم تمایل و دست دادن آمیزش جنسی و گناه محسوب میشه
    نمیشه انتظار دیگه ای داشت

    • سلام امیر جان

      منظور شما از نظر جنسی چیه؟ من و البته تحقیقی که منبعش رو گذاشتم عنوان می‌کنه که مردها از این نظر تشنه‌تر هستند و احتمالا دلیلش برمی‌گرده به سطح تستسترون بالاتر در مردها. چه بخوان چه نخوان تصورشون از جذابیت توی چشم جنس مخالف غلو شده است و از طرفی تمایل به ایجاد روابط رمانتیک دارند چه طرفشون مجرد باشه چه نباشه.

      با افزایش تستسترون، احتمالا تصور مردها نسبت به خانم‌ها روی بردار به سمت نگاه جنسی با شیب تندی حرکت می‌کنه. می‌تونید از وب‌سایت ساکلاجی تودی خودتون بخونید:
      https://www.psychologytoday.com/intl/blog/evolution-the-self/200904/the-testosterone-curse-part-1
      مردها حداقل ده برابر بیشتر از خانم‌ها تستسترون توی سیستم دارند و خب جای تعجب نداره که این نوع نگاه در مردها تفاوت‌هایی نسبت به زن‌ها داره.

      به شخصه از مردهای چشم‌چرون بدم میاد ولی وقتی بی‌طرفانه به خودم نگاه می‌کنم، من هم مثل اون‌ها هستم با این تفاوت که من رفتار خودم رو کنترل می‌کنم. من نمی‌گم اصلا چنین مردی که نگاهی جنسی نداشته باشه وجود نداره، ولی باید سطح تستسترون هم توی اون نمونه مردها اندازه گرفت. اسمش نفرین طبیعت باشه یا هر چیز دیگه، نمیشه این هورمون رو از مردها جدا کرد و انتظار داشت که خاصیت‌های مردونگی‌شون باقی بمونه.

      اما اینکه این تمنای داخلیِ مردها، چقدر نمود بیرونی پیدا کنه، بله، شاید به جامعه و محیط هم مربوط باشه. مثل همون چشم‌چرونی که به هر حال مردها از انجامش لذت می‌برند (این همه طرفدار سایت‌های پ.ورن که اغلب مردها هستند نمونه‌ش هست) ولی یه سری وقیحانه توی جامعه اون رو به نمایش می‌گذارند و از طرفی یه سری توی رفتارشون اون رو نشون نمی‌دن. تفاوت اینجاست.

      و حالا بیایم سراغ بحث ایزوله کردن خودمون. به شخصه فکر می‌کنم که ما فقط تا حدودی روی رفتارهای خودمون توی موقعیت‌های مختلف کنترل داریم و اگه خودمون رو در معرض موقعیت‌هایی که می‌تونند به ضررمون تموم بشند قرار بدیم، خواه ناخواه خطر ضرر کردنمون رو بالا می‌بریم. منظور من از ایزوله کردن هم همینه. من ترجیح می‌دم با کسانی که سیگار می‌کشند نرم و بیام، با کسایی که رفتارهای خطرناک دارند یا مواد حتی برای سرگرمی مصرف می‌کنند نرم و بیام. این یه نوع ایزوله کردن خودخواسته‌ست تا خطر ضرر کردنم رو پایین بیارم چرا که می‌دونم آدمیزاد همیشه کنترل روی رفتارهای خودش نداره. بی‌اندازه هم آدمِ با ادعا دیدم که خیلی روی خودشون حساب می‌کردند و آخرش همین موقعیت‌های خطرناک به فناشون داده.

      در خصوص دوستی با جنس مخالف هم نظر من باز همینه. من اگه در یه رابطه بلندمدت باشم، از رفت و آمد با دوستِ جنس مخالف پرهیز می‌کنم. این‌ها همه تصمیمات شخصیم هستند. هر کسی مختاره برای خودش تصمیم بگیره که چطوری رفتار کنه.

      فکر می‌کنم پاسخ باقی سوال‌هاتون رو هم دادم ولی اگه جایی ابهام هست بفرمایید.

  3. یک سوال دیگه ؟

    قبول دارید که بسیار به جامعه ربط داره ؟؟

    تو شهر خودمون

    تو مرکز خرید معروف شهرمون به یه خانوم محجبه چادری تجاوز شد

    ولی تو آفریقا زنان و مردان برهنه کنار هم میرقصند ولی کوچک ترین تغیری حتی تو آلتشون اتفاق نمیوفته

    :/

    • ببینید امیر جان، اینکه به یه خانم محجبه یا غیرمحجبه تجاوز بشه، عمل بی‌اندازه اشتباهی هست و ربطی به محجبه بودن یا نبودن نداره. این همون رفتاری هست که یه جایی باید جلوش گرفته بشه.

      همین مدل آدمی که توی ایران تجاوز می‌کنه، توی جمعیت اون دهکده آفریقایی که گفتید هم پیدا میشه و از اون مردهای آفریقایی که کنار دیگران حد خودشون رو طبق رسومشون نگه می‌دارند، اینجا هم پیدا میشه.

      شما میگید که این‌ها به جامعه ربط داره. شاید محیط هم تاثیر خودش رو داشته باشه و صحیح می‌فرمایید. با این همه سوال من اینه که آیا جامعه تجاوز رو مجاز می‌شماره؟ پاسخ مشخصه و اون چیزی غیر از نه نیست. پس نمیشه یه سره هم جامعه رو مقصر رفتار شخصی دونست که خطایی کرده. همونجور که گفتم از این افراد توی همه جامعه‌ای پیدا می‌شن و رفتارشون معمولا مورد پذیرش اون جامعه نیست. اینکه درصدش توی چه مدل محیطی بیشتر هست و چه فکری به حالش می‌شه کرد، بحث مفصل و جدایی هست.

  4. حالا من ازتون یه سوالی دارم ؟

    کسی که مجرد هستش و تو رابطه ای نیستش چطور ؟

    اون هم نباید با دوست های جنس مخالف دوست باشه ؟؟؟

    و بعد آخر جواب اون سوال من رو ندادید

    که همکارایی که جنس مخالف هم هستن ( بعضیا مجرد بعضیا هم متاهل ) و با هم تنها کار میکنن

    اونا هم نباید باهم همکار باشن ؟

    تو خیلی از اداره ها هم میبینیم

    پس یعنی اینطوری که شما میگین همکارای مرد و زن هم نباید باشه چون به نفع خودشونه
    و
    تمام اداره ها باید مردونه و زنونه بشه ؟؟؟؟

  5. یه سوالی هم ازتون داشتم ؟

    میدونم خیلی شخصیه

    ولی شاید خیلیا مثل من دوست داشته باشن بدونن

    بی زحمت میشه سایت هایی ( درباره تکنولوژی . روانشناسی و …. ) که شما همیشه روزانه ازش مقاله میخونید ( انگلیسی یا فارسی ) اینجا قرار بدید
    راستی بهتون ایمیل هم دادم
    خواهشا جواب بدید

  6. سلام امیر جان

    من سعی می‌کنم مساله رو خیلی ساده و البته مفصل توضیح بدم تا نقطه نظر من در این خصوص رو بدونی.

    ببین امیر جان، همونجوری که از متن داخل نوشته‌ها پیداست، من نظرات یه سری متخصص رو میخونم و میبینم و بعدش بر اساس اون‌ها و دانسته‌های محدود خودم تصمیم میگیرم. اینکه رویکرد من بر اساس این اطلاعات می‌تونه با رویکرد شخص دیگه متفاوت باشه یه امر محتمله و من این حق رو برای خودم قائل هستم که بر اساس استانداردها و اصول خودم که اتفاقا بر پایه همین اطلاعاتی هست که به مرور بهشون اضافه میشه برای زندگیم تصمیم بگیرم. خب با اضافه شدن این اطلاعات احتمال تغییر در رویکرد و رفتارم هم بعید نیست.

    شما میخوای در خصوص این موارد نظر من رو بدونی؟ حتما دوست من. ولی این رو پس ذهنت داشته باش که من نه قراره این رویکردم رو به کسی تحمیل کنم و نه ادعا میکنم که این رویکرد برای همه جواب میده و از جامعه یه جامعه بهتر میسازه. صرفا رویکرد من به زندگیه.

    در خصوص سوالهاتون. «کسی که مجرد هستش و توی رابطه نیست چطور؟» به خودش مربوطه، ولی اگه می‌خواید رویکرد من رو بدونید باید بگم که من وارد هر رابطه دوستانه‌ای نمیشم و توی دوستی‌ها حد و مرز برای خودم و طرفم قائل میشم به خصوص اگه این دوستی با جنس مخالف باشه. همینطور در خصوص ابراز صمیمیت، درد دل کردن و نشون دادن آسیب‌پذیری‌ها هم احتیاط به خرج میدم. این موضوع اصلا صفر و یک نیست. دیگه بستگی به عمق رابطه دوستانه داره. به هر حال من تا زمانی که مجرد هستم حداقل روی کاغذ مانعی برای شکل‌دهی این دوستی‌ها برای خودم نمیبینم. وقتی متاهل شدم؟ این صمیمیت رو خرج اون کسی می‌کنم که باید کنم و دور رابطه دوستانه یک به یک با جنس مخالف رو خط می‌کشم. همونجور که از اسمش پیداست رابطه دوستانه شامل نشون دادن صمیمیت میشه که شخصا برای خودم وقتی در رابطه باشم نمی‌پسندم. فرق می‌کنه با رابطه کاری. رابطه کاری می‌تونه صمیمی و دوستانه بشه و به مرور تغییر کنه ولی رابطه کاری به خودی خودی رابطه صمیمی و دوستانه (منظور دوستی) نیست. اینجا دوستانه رو با محترمانه اشتباه نگیریم. دیگه واضح‌تر از این نمی‌دونم باید چطوری بگم که باعث سوءتعبیر نشه.

    همکار با دوست متفاوته. دیگه این موضوع کاملا واضحه ولی من، به خصوص زمانی که توی رابطه هستم همکار جنس مخالفم رو با اسم کوچیک صدا نمیکنم، یا صمیمیت بی‌مورد نشون نمیدم. صرفا دو تا همکار هستیم که کنار هم کار می‌کنیم. اینجوری اون نگاه غلو شده‌ای که توی طبیعت مردها هست باعث نمیشه که به مرور رابطه اصلی من از زیر خالی بشه بدون اینکه خودم بفهمم از کجا خوردم. موارد زیادی هست که همین صمیمیت بی‌مورد باعث از بین رفتن یه رابطه خوب و زندگی شده و موارد بیشماری هم هست که دو تا همکار با رعایت حد و حدود سال‌ها کنار هم کار کردند و مشکلی برای رابطه‌های اصلیشون پیش نیومده.

    اینجا بحث احتمالات مطرحه و من بی جهت چیزی که احتمال خطر و خرد شدن اعتماد که متعاقبش درد روانی زیادی برای افراد داره رو افزایش نمیدم. درد روانی خرد شدن اعتماد از درد درمان سرطان هم گاهی سنگین‌تره و سعی میکنم نسبت به این قضیه مسئولانه رفتار کنم.

    شما میفرمایید که «یعنی اینطوری که شما میگید…» میخوام بگم من دقیقا چی گفتم که شما برداشتتون این بود؟ میشه بفرمایید؟ کجای حرف من این بود که اداره ها مردونه زنونه بشن؟ شما پی شنیدن حرف من هستید یا اینکه حرف توی دهن من بذارید؟

    اول اینکه من دارم نظر خودم رو میگم و اون چیزی که برای خودم میپسندم و نه اینکه بخوام نظرم رو تحمیل کنم یا قانون از توش در بیارم و دوم اینکه بازم نفهمیدم چطور از همین نظرات من به این نتیجه رسیدید که من میگم اداره ها باید مردونه زنونه بشه؟

    در خصوص ایمیل. من بلااستثنا به ایمیلهام جواب میدم ولی راه ارتباطی رو از پیام‌رسان به ایمیل تغییر دادم چون اینها با هم متفاوت هستند و چیزی که از ارتباط با خوانندگان ایلولا مد نظر منه، با ایمیل بیشتر سازگاری داره. حقیقتش من جواب ایمیلی که یه کلمه «سلام» هست رو نمیدونم چطوری باید بدم. اگه سوالی، نظری، انتقادی، پیشنهادی یا هر مساله‌ای هست بفرمایید و مطمئن باشید که جواب میدم. فرض کنید که دارید نامه روی کاغذ مینویسید و قراره که پستش کنید. مطمئنا روی کاغذ یه سلام نمی‌نویسید و بعد برید اداره پست، پستش کنید.

    من معمولا سایتها و کتابهای خیلی متنوعی رو میخونم و غالبا اگه چیز به درد بخوری بخونم در خصوصش با لینک به همون منبع توی ایلولا مینویسم. از طریق پستهای ایلولا میتونید منابعی که مطالعه میکنم رو پیدا کنید.

  7. :))))))))))))))

    نه عزیز من معذرت میخوام من احساس میکنم شما اشتباه متوجه شدید

    من بهتون فقط خواستم یه پیامی بدم که شما بیاید تو هنگوت

    حتی اینوایتتون هم کردم ولی شما جوابی ندادید

    در خصوص اون حرفم . من برداشتم از حرف شما اشتباه بود و اونطوری که شما جبهه گرفتین من اشتباه برداشت کردم

    از این متنتون هم پیداست که حسابی از دست من ناراحت و عصبانی شدید

    من معذرت میخوام قصد ناراحت کردن شمارو نداشتم

    • سلام

      عصبانی که نه، ولی شاید متعجب شدم. من شاید بیشتر از پنج بار متن کامنت قبلی خودم رو خوندم تا ببینم آیا حرفی زده بودم که تلویحا اون چیزی که به من نسبت می‌دید ازش استنباط بشه ولی دیدم نه برای همین متعجب شدم.

      بابت ناراحت شدن هم نیازی به معذرت‌خواهی نیست امیر جان چون ناراحت نشدم. این ناراحت نشدنم کلا داستان خاص خودش رو داره.

      پیام هنگ‌اوت هم به صورت ایمیل برام اومده بود.

  8. یه چیز دیگه ای هم که هست

    مسئله رابطه عاطفی هستش که علت رابطه جنسی هستش
    و به خاطر همینه که میگن رابطه جنسی بدون عشق مثل سم میمونه

    کلا بخوام بگم هه افراد 5 تمایل دارن :

    زیبایی شناختی . تماسی . عاطفی . جنسی

    و کلا میخوام بگم همه افراد تو این 5 تا ممکنه تمایلشون به جنس مخالف نباشه و فقط به جنس موافق باشه و اینجور افراد هم خیلی زیادن تو جامعه ( منظورم اینه که همجنسگرا هستن )

    به نظرت با این حالت آدم با جنس موافقش هم دوست نباشه بهتر نیست ؟

    دوست جنس موافق همجنسگرا 10 برابر دوست جنس مخالف خطرناک تره . اینطور نیست ؟

    یا اگر دوست جنس مخالفمون همجنسگرا بودش چطور ؟ دیگه خطرناک نیستش ؟

    • شما ادعا می‌کنید که رابطه جنسی بدون عشق مثل سم می‌مونه. من داخل یکی از نوشته‌هام دلیل اینکه چرا فکر می‌کنم رابطه جنسی و رابطه عاطفی بهتره با هم باشند و یه جور سرمایه‌گذاری بلندمدت در پس این لذت باشه صحبت کردم ولی ادعای شما مبنی بر سم (که خب تعبیرش کُشنده بودن هست) رو دوست دارم که دلیلش رو بدونم. میشه من رو روشن کنید که این ادعا از کجا اومده؟

      من کجا حرفی از دوست نبودن زدم؟ من اینجا دارم از خودم به عنوان یه فرد دگرجنس‌خواه صحبت می‌کنم. برای من یه همجنس کشش جنسی نداره، حالا چطور دوستی با یه همجنس می‌تونه برای من به عنوان دگرجنس‌خواه خطرناک باشه؟ ممنون میشم به صورت ساده به من نشون بدید که این ادعای شما از کجا اومده.

      می‌گید «دوست جنس موافق همجنسگرا ۱۰ برابر…». این ده رو از کجا آوردید؟ من گفتم که رابطه دوستی با جنس مخالف وقتی در رابطه هستیم احتمال خطر رو بالا می‌بره و شخصا نمی‌پسندم.

      این اعداد و این نتیجه‌گیری‌ها از کجا میاد؟ امیر جان اجازه بده تعارف رو کنار بذارم. به نظرم خیلی نظراتت از شرق به غرب و از غرب به شرق می‌ره. یا من توان پردازشش رو ندارم یا اینکه واقعا نظراتت منسجم نیست و پایه‌ی درستی که بشه بهش تکیه کرد و نقدش کرد رو نداره.

  9. نه قبول دارم نظراتم منسجم نیستش

    من میگم حالا مثلا برای من نوعی یه دوستی گیرم افتاد که همجنسگرا هستش و من هم نمیدونم چی تو ذهنش میگذره

    من جوابتون رو متوجه شدم چیه

    شما میگید اون دوست جنس موافق همجنسگرا . اون به ما کشش جنسی داره

    ولی ما به اون نداریم

    به این دلیل این ارتباط خطرناک نمیشه

    چون تو جنس مخالف ما دست از پا خطا میکنیم نه طرف مقابل
    و تو دوست جنس موافق هر موقع هم طرف کاری کرد خوشایند ما نبود میتونیم دوستی رو تمومش کنیم

    درسته ؟

    • اتفاقا یکی از بهترین راه‌هایی که می‌تونیم باهاش حرف‌ها و نوشته‌هامون رو منسجم‌تر کنیم همین ابراز نظر کردن، حتی برای خودمونه؛ حتی روی کاغذ یا روی یه فایل ورد. یه مسیر بی‌انتها هم هست. من نوشته‌های یک سال پیشم رو که می‌خونم می‌بینم اصلا منسجم نیست و احتمالا یک ماه دیگه نوشته‌های حالا رو که می‌خونم همین نظر رو به نوشته‌هام دارم. این خودش نشون میده که مسیر رو داریم درست می‌ریم.

      امیر جان به عنوان یک انسان دگرجنس‌خواه دقیقا نمی‌دونم کشش جنسی یه فرد همجنس‌خواه چطوریه ولی با توجه به حرف‌هایی که ازشون در سطح نت شنیدم، اون‌ها هم گاهی با یه نفر کلیک می‌خورن و نسبت به اون شخص کشش پیدا می‌کنند. این نیست که همه دوستان نسبت به هم کشش جنسی پیدا کنند.

      موضوعی که من مطرح کردم هم بحثِ احتمالِ خطر هست. حتما یه سری فاکتورهای دیگه هم دخیل هست که این احتمال رو کم و زیاد می‌کنه.

      باید در خصوص این موضوع بیشتر فکر کنم. شما باعث شدید که یه سری عیب‌هایی توی نگاهم به موضوع هویدا بشه. واضح نیست برام ولی مشخصه که تناقض داره با هم. البته این به این معنی نیست که من، «فقط» دوست بودن زن و مرد رو تایید می‌کنم. اون که موضوع اصلی پست و مطالعه‌ای هست که انجام شده و می‌دونیم نمی‌تونند فقط دوست بمونن و نگاه مرد، در درون این دوستی به سمت رابطه عاطفی و کشش جنسی می‌ره. موضوع اینه که این عدم توانایی در «فقط دوست بودن» چقدر خطر برای رابطه‌ی اصلی شخص می‌تونه داشته باشه.

  10. آره دقیقا منم منظورم همین بود

    واقعا ما باید باهاشون چه رفتاری داشته باشیم

    ولی من به شخصه افراد همجنسگرا رو تونستم درک کنم

    ولی واقعا درک کردن افراد bisexual , همجنس باز واسم سخته
    اکثر روانشناسا میگن این افراد بیمار نیستن و تمایلاتشون اینطوریه و نمیشه هم عوضشون کرد مثل asexual
    ولی واقعا تمایلاتشون خیلی بده و به جامعه ضربه میزنه

  11. آره الان تو این آخرین کامنتتون واسه خودمم بیشتر مفهوم و معنی پیدا کرد حرفاتون

    شاید دوستای همجنس هم نتونن فقط دوست بمونن و ارتباطشون خطرناک باشه

    ولی بزرگترین روانشناس ایران میگه دوستی بسیار معمولی و ارتباط بسیار معمولی با جنس مخالف نه تنها به ضررمون بلکه برای رشدمون هم مفید هستش

    مثل داشتن همکلاسی یا همکار جنس مخالف

    یا داشتن یه دوست در حد بسیار معمولی

    ولی خب اینکه شما گمراه شدید تو این راه
    کاملا کاملا طبیعیه

    چون الان بزرگترین مسئله که روانشناسا هنوز بهترین راه حل رو براش پیدا نکردن همین موضوع ارتباطات جنسی و ارتباطات بین دو جنس مخالف هستش

    ولی مطمئنا این چیزی که تو جامعه ما اتفاق داره میوفته کاملا اشتباهه
    که کشور رو کاملا به دو دسته تقسیم کردن : مردونه و زنونه
    بعضیا میگن اخه کشور ما اسلامیه
    بازم با اون نظر بخوایم نگاه کنیم
    از نظر قرآن دوستی معمولی که بخواد فقط در حد حرف زدن باشه و دو جنس همدیگر رو لمس نکنن . هیچ ایرادی نداره
    حتی بعضی از بزرگان اسلام هم گفتن زن و مرد نیاز جنسی دارن و برای این مسئله صیغه رو اوردن و حتی مرحوم رفسنجانی هم داشت این موضوع رو تو کشور راه مینداخت که جلوشو گرفتن
    ( البته بگم این صیغه دقیقا قضیه همون همخواب شدن های یک شبه هست که روانشناسا گفتن اصلا خوب نیست
    و من خودم به شخصه با اینکار مخالفم )

    متاسفانه اصلا معلوم نیست کشور ما داره از چه قانونی تابعیت میکنه ( 100% معلومه که از قران نیستش ) و چرا انقدر مردم ما باید تحدید بشن اخه و روز به روز این عقب افتادگی قوانین مارو عقب افتاده تر میکنه
    امیدوارم مسئولین به این مسئله که یکی از مهم ترین مسائل کشور هستش
    رسیدگی کنن

1 بازتاب

  1. افکار من در خصوص دوستی دو جنس مخالف - ایـلـولـا

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد