مغز ابله | 14 | کنترل مغز | نقش خواب در حافظه

اشتراک وفاداری

می‌توانید از محتویات این باکس بگذرید و یک‌راست به سراغ نوشته اصلی بروید. قبل از خرید اشتراک وفاداری، مزایای آن را از طریق این پیوند مشاهده کنید. لطفا تنها بعد از خواندن «مزایای خرید اشتراک» اقدام به خرید کنید.

مرحله‌ی REM در خواب احتمالا نقش‌های متفاوتی را برعهده دارد. یکی از پراهمیت‌ترین آن‌ها، حافظه است. بگذارید کمی دقیق‌تر در خصوص نقش خواب در حافظه کاوش کنیم. یک تئوری دیرپا عنوان می‌کند در حین REM حافظه‌های ما توسط مغز تقویت، سامان‌مند و تعمیر و نگه‌داری می‌شوند (شاید خاطره کلمه‌ی مناسب‌تری از حافظه باشد. به هر حال منظورم از کلمه‌ی حافظه را همان یاد و خاطره‌های ثبت شده در مغز است). حالا تعمیر و نگه‌داری نه به این معنی که با آچار به جان حافظه بیفتد، بلکه بررسی و بازسازی در صورت نیاز، مورد نظر است. حافظه‌های قبلی با جدیدترها پیوند می‌خورند. به این صورت حافظه‌های جدید به حافظه‌های قدیمی‌تر کمک می‌کنند تا تقویت شده و بهتر در دسترس قرار بگیرند. حافظه‌های خیلی قدیمی‌تر تحریک می‌شوند تا مغز مطمئن شود پیوند آن‌ها با سایر بخش‌ها به طور کلی به فنا نمی‌رود.

این اتفاقات در خواب می‌افتد. شاید به این خاطر که در حین خواب اطلاعات ورودی از سایر بخش‌ها وارد مغز نمی‌شود و اوضاع را پیچیده‌تر نمی‌کند. آیا شما اگر مسئول شهرداری بودید، خیابانی که هنوز اتومبیل بر روی آن تردد می‌کند رو آسفالت می‌کردید؟ مسلما اول خیابان را می‌بستید. همین منطق در خصوص مغز هم برقرار است. خواب، بهترین زمان برای سامان دادن به حافظه است.

ولی همین فعال شدن و تعمیر حافظه‌ها باعث می‌شود که آن‌ها به معنی واقعی «زنده» شوند. یک تجربه‌ی بسیار قدیمی با یک خاطره‌ی بسیار تازه با هم قاطی می‌شوند و چیزی در خواب می‌بینید که وقتی بیدار شدید می‌بینید که اصلا منطقی جلوه نمی‌کند. همچنین به نظر می‌رسد که قسمت جلویی مغز (پشت پیشانی) که مسئول توجه و منطق است با دخالت در تسلسل اتفاقاتِ قاطی‌پاتی مغز، سعی در منطقی جلوه دادن خواب‌هایمان کند (در همان زمان خواب). شاید به همین خاطر است که در حین خواب دیدن، احساس می‌کنیم رویاهایمان واقعیت دارند.

با وجود طبیعت غیرقابل پیش‌بینی رویاها، بعضی از آن‌ها می‌توانند بارها اتفاق بیفتند. این رویاها معمولا با یک سری از عوامل خاصی در ارتباطند. مثلا فرض کنید که قراردادی با ناشری برای نوشتن کتابی بسته‌اید. استرس ناشی از تمام کردن کتاب باعث می‌شود که دائم در خصوص کتاب فکر کنید. فکر کردن دائم در خصوص کتاب مساوی‌ست با داشتن حافظه‌های تازه‌ی بیشتر و بیشتر در خصوص این موضوع. و داشتن حافظه‌های زیاد و جدید مساوی‌ست با تلاش مغز برای سامان‌مند کردن این حافظه‌ها در حین خواب. و سامان‌مند کردن این حافظه‌ها برابر است با بالا رفتن شانس آتش زدن دفتر ناشر در خواب و رویا! همان خواب دیدن پیرامون این موضوع مد نظرم است.

در پست بعدی در خصوص یک تئوری دیگر در خصوص REM صحبت خواهیم کرد.

اولین نفری باشید که نظر می‌گذارد

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد