مغز، کامپیوتر، هارد دیسک و خاطرات

نوشتک

مقایسه‌ی عملکرد مغز با کامپیوتر، ساده و دم دستی است اما چقدر دقیق است؟ فرض کنید یک چیپ از روی مادربُرد بکَنید، یا خازنی را ناک‌اوت کنید. احتمالا سیستم با مشکل جدی مواجه می‌شود. همین بلا سر مغز بیاید چه اتفاقی می‌افتد؟ منظورم این است که بخش کوچکی از مغز آسیب ببیند. عملکرد بخش‌هایی از سیستم مختل می‌شود، اما بخش‌های دیگر به کار خودشان ادامه می‌دهند. مثلا دست کم نفس کشیدن و ضربان قلب که تحت نظارت همان سیستم عصبی است به کار خودشان ادامه می‌دهند.

از طرفی، احتمالا وظایف بخشی که با مشکل مواجه شده، آرام آرام به بخش‌های دیگر محول می‌شود و مغز کارش را از سر می‌گیرد.

حالا به سراغ خاطرات برویم. خاطرتی که در حافظه‌ی بلندمدت ما قرار دارد، شبیه بیت‌های اطلاعاتِ موجود روی هارددیسک کامپیوتر نیستند. بیت‌ها، اطلاعات را با دقت بالایی ذخیره می‌کنند اما خاطرات، در حافظه‌ی ما، بیشتر شبیه به موجودات زنده‌ای هستند که نفس می‌کشند. یک کتاب کهنه در قفسه را اگر باز کنید، کلمات، همان کلماتی هستند که پنجاه سال پیش و زمان چاپ کتاب نوشته شده بود، اما وقتی خاطره‌ای از حافظه را بالا می‌کشید، اوضاع فرق می‌کند.

هر بار که حافظه‌ای را احضار می‌کنید، ناخودآگاه، برحسب شرایط فعلی، آن را دستکاری می‌کنید و دوباره در قفسه‌ی اطلاعات قرار می‌دهید. به عبارتی، هر حافظه، حاصل دستکاری‌های بیشماری است که هر بار با به خاطر آوردنش، با توجه به شرایط و نگرش شما نسبت به آن خاطره، روی آن اعمال کرده‌اید و احتمال دارد که با واقعیت فاصله‌ی زیادی داشته باشد.

خاطرات، بیشتر شبیه به نقطه‌هایی با فاصله از هم هستند که مغز فضای خالی بین آن‌ها را با توجه به تمایل خودش پر می‌کند؛ یک جور داستان‌سراییِ ذهنی برای این فضاهای خالی. خاطرات از وقتی که ساخته می‌شوند، دائم بازسازی می‌شوند و این بازسازی‌ها احتمال بوجود آمدن تغییرات را بالا می‌برد. تا جایی که خاطره‌ی شما تفاوت زیادی با واقعیتی که اتفاق افتاده خواهد کرد.

اولین نفری باشید که نظر می‌گذارد

پاسخ دهید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد